تبليغاتX
نوشته های یک کافه چی - آدم و حوا ..
آدم و حوا .. چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 14:51
شيطون به حوا گفت كه چه نشسته ای كه يه زن به زيبایی تو پيدا شده و توی چاه زير درخت سيب زندگی می كنه و اگر سر به نيستش نكنی عن قريب جای تو رو تو دل آدم می گیره. حوا كه لب چاه رسيد و عكسش رو تو آب ديد از فرط عصبانيت توی چاه پريد. آدم كه خبر دار شد که حوا توی چاه افتاده و لب چاه اومد، حوا گفت بهش شك كرده و برای اينكه عشقش رو به حوا ثابت كنه بايد داخل چاه بپره. آدم يه سيب از درخت چيد و داخل چاه پريد. خدا هم .... نه نه! اين دفعه خدا، آدم و حوا رو از بهشت بيرون نكرد. ما هنوز داخل چاهيم. همون چاه توی بهشت، زير درخت سيب ...

----------

پ.ن :شيطون به حوا خبر داد كه آدم يه زن ديگه گرفته و از ترس تو هم يه جادويی كرده كه وقتي چشم تو به زنه می افته تبديل ميشه به يه سيب. ولی سيب رو كه گاز بزنی طلسم باطل ميشه.
فردا همه سيبای بهشت گاز خورده بود.

خدا هم آدم و حوا رو از بهشت بيرون كرد ...

نوشته شده توسط کافه چی  | لینک ثابت |